آبــ ریـ ــــزان

یک کربلاء ع ط ش . . .!

آبــ ریـ ــــزان

یک کربلاء ع ط ش . . .!

آبــ ریـ ــــزان

".....کناره‌گیر در دنیا، همانند کناره‌گیری کوچ‌کننده از آن،

و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،

آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شده

و همت و تلاشت از آرایش‌هایش برگرفته شده،

از شادمانی‌اش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد و

آب‌ریــــ ـــزان

شده و بسته گردد،

چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور است....."

قسمتی از زیارت ناحیه ی مقدسه،

در وصف ثارالله ....

از زبان ِ آقای زمانمان...

.


اَللّهُمَّ یا رَبِّ نَشکوُ غَیبَةَ نَبِیّنا وَ قِلّةَ ناصِرنا،


وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنا و شِدَّةَ الزَّمانِ عَلَیْنا،


وَ وُقَوعَ الفِتَن بِنا وَ تَظاهُرَ اْلخَلْقِ عَلَیْنا،


اَللّهُمُّ صَلِّ عَلی محمّد وَ آل محمّدٍ


وَ فَرِّج ذلِکْ بِفَرَجٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ،


وَ نَصْرٍ وَ حَقٍّ تُظْهِرُهُ....
.
.
+این جا،نظرات تایید نمیشوند !

بایگانی

مقر فرماندهی

شهید ابراهیم...

چهارشنبه, ۲ خرداد ۱۴۰۳، ۰۸:۵۶ ب.ظ

به شوخی های همسرم بلند بلند میخندیدم اما ته گلویم درد داشت... درد بغضی سنگین که برای خودم هم عجیب است...
به خدا ما مردم، مرده پرست نیستیم .... ما انسانیم.... انسان از غریزه خودش پیروی میکند و غریزه انسان، به سمت خون شهید کشیده میشود.... چه کسانی که نمردند و کوچک ترین تزلزلی در ما رخ نداد ....
ای خدا انگار که عزیزی از خون خودم را از دست داده ام ...
ای خدا گریه آرامم نمیکند ... دوست دارم زودتر دفنش کنند .. خودم را به مشهد برسانم ... بروم آن گوشه ای که به او دادند تا آرام تر از همیشه بخوابد...با خودش از غمی که روی دلم گذاشته حرف بزنم .... شاید آرام شدم.... شاید . . .


سید ابراهیم عزیزم ...
هیچ وقت گمان نمیکردم اینطور صدایت کنم ....
به سلامت عزیز دلم ...
از طرف ما مردمی که روح و جسممان خسته تر از همیشه شده، یک دل سیر ح س ی ن را نگاه کن ....
هم نشین ِ ابدی ِ حسین باشی عزیز دلم ....


+روسیاهی اش بماند برای حیواناتی از نسل شمر و یزید، که از شهادت مومن خدا در حال خدمت به کشورش فریاد شادی کشیدند....

۰۳/۰۳/۰۲
عاکف...