آبــ ریـ ــــزان

یک کربلاء ع ط ش . . .!

آبــ ریـ ــــزان

یک کربلاء ع ط ش . . .!

آبــ ریـ ــــزان

.....کناره‌گیر در دنیا، همانند کناره‌گیری کوچ‌کننده از آن،

و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،

آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شده

و همت و تلاشت از آرایش‌هایش برگرفته شده،

از شادمانی‌اش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد و

آب‌ریــــ ـــزان

شده و بسته گردد،

چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور است.....

قسمتی از زیارت ناحیه ی مقدسه،

در وصف ثارالله ....

از زبان ِ آقای زمانمان...

.


اَللّهُمَّ یا رَبِّ نَشکوُ غَیبَةَ نَبِیّنا وَ قِلّةَ ناصِرنا،


وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنا و شِدَّةَ الزَّمانِ عَلَیْنا،


وَ وُقَوعَ الفِتَن بِنا وَ تَظاهُرَ اْلخَلْقِ عَلَیْنا،


اَللّهُمُّ صَلِّ عَلی محمّد وَ آل محمّدٍ


وَ فَرِّج ذلِکْ بِفَرَجٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ،


وَ نَصْرٍ وَ حَقٍّ تُظْهِرُهُ....

آخرین مطالب

مقر فرماندهی

خدایا ممنونتم....به من "حســــیـــــن" دادی .....

چهارشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۱۴ ب.ظ

مگر اربعین نبود .... ؟!؟

چرا هیچ کس طرف قتله گاه نمی رفت ..... ؟!؟

چرا قتله گاه فقط برای من شده بود .... ؟!؟

اصلا من در حرم چه می کردم ..... ؟!؟

نور ِ قـــرمز ،

گـــواه می داد آن جا قتله گاه است و من اشتباه نمی بینم ..... !

پنجره هایش را گرفته بودم و  . . .

چه طور شد یک دفعه ..... ؟!؟

چرا ضریح قتله گاه کنار رفت ..... ؟!؟

داخلش چرا سبز شد .....  ؟؟؟؟؟؟

برای این که به خودم ثابت کنم واقعا آنجا نفس می کشم ،

خم شدم و

فرش هایش را دست کشیدم .... !

خودش بود !!....

فرش های دست باف ِ باب الـــــــراس ...... !

زمین ِ زیر پایم ، سفت بود !!!

لوستر ها را نگاه می کردم !!!

گنبد را از زیر شیشه .... !

سرخی ِ حرم .... !

همه ی نشانی ها درست بود ..... !

چشم های بیچاره ام داشتند درست می دیدند !

..

صدای اذان مسجد ،

از این رویای ِ عمـــیق ،

بیرونم کشید !

خیلی خوب یادم است دیروز را ..... !

که به شیشه ی ماشین تکیه دادم و .....

از ته ِ ته ِ دلم ؛

حسرت ِ آغــوش ِ ح س ی ن را کشیدمـ ...... !

یا آن لحظه ای که اشک چشم هایم را پر کرده بود و پشت تلفن ، با صدای خش دار به رفیق جان گفتم 

" دارم از تنهایی دق می کنم...." !

غر دست تنها بودنم را می زدم و دلم به حال دلم می سوخت..... !

.

دیشب ،

آغوش گشوده بودی آقـــا .... ؟!؟

می خواستی برایم اعلام حضور کنی ..... ؟؟

می خواستی یادم بیندازی تنها نیستم ... ؟؟

من را چه به استجابت ِ دل ..... ؟!؟!؟؟

دیشب ،

در ِ قتله گاهت را برایم باز کردی ..... ؟!؟

در ِ قتله گاه ؛

باب القلب ِ زینـــــب است . . . . !

زینب ؛

همانجا قلبش را جــــآ گذاشت ..... !

ح س ی ن ش را

جـــآ گذاشت  . . . . .

دیشب ،

من را کـــربلا "بردی" ..... !

بردی کاش

نمی آوردی ...... !

همین !........

۹۴/۱۱/۲۸
عــ ـاکـ ـف ...

نظرات  (۲۰)

۲۸ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۲۵ عارفه الزهرا
اییی جونمممممممم یاحسین ...یعنی میشه یروز منم لایق عاشقی شم 😦
پاسخ:
خب همین یعنی عشق دیگه !! 
۲۸ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۲۷ نشانه گمنام
الهی دورت بگردم
سلام عزیزم
خوش به سعادتت که رفتی کربلااااا
من هنوز لایق نبودم دعامون کن عزیزم
پاسخ:
علیک سلام آبجی بزرگه :)
می ری انشاءالله .... :)
خییلی التماس دعا .....
آبجی کوچیکتو یادت نره . . . :(
خوبه ها !
دیگه دو ملیون پول هم نمی دی :/
سیم های ارتباطیت وصل شده فکر کنم دیگه قطع نمیشه :)
انشاءالله که نشه دختر خوشگل :)

(جریان طی الارض و اینا....) !
:)

التماس دعا رو هم که خودت میدونی!
به خصوص که فاطمیه است و تو هم که....!
ادامه ی ماجرا :)
پاسخ:
شده جونمم می دم ...... !
طی الارض!!!!!!!!!!!! :)
ولی یکی از رویاهام همیشه این بوده :)
یکی از جنبه های خوب مردن 
همین طی الارضه :)
.
فاطمه .... :)

نشون به نشونی کاشان!
و البته باغ فینش....!!

پاسخ:
همون موقع که پستارو از حفظ گفتی باور کردم :|
فقط می خوام بدونم چه جوری ..... ؟؟؟

۲۸ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۵۸ بسیجی گمنام
اول : سلام
دوم :توجه داشته باشید که معیارمان در انتخاب مسؤولین، تقوی و اخلاص اشخاص باشد، نه میزان وابستگی آنها به گروه یا طرز فکر شما.
سوم: عالی
چهارم:التماس دعای فرج
پنجم: عاقبتون بخیر و ختم به شهادت

پاسخ:
سلام .....
ممنونم از دعای خیرتون ....
یا حق ....
ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه
۲۸ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۴۲ یک دختر شیعه
یاحسین
:(
افتاده ام از نفس...
دستم را بگیر...
:(
پاسخ:
افتاده ام از 
ن ف س . . . 
۲۸ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۲۰ عطر سیب یار
زیارت قبول...
گاهی باید چشم ها را بست 
باید با پای دل رفت
:(
چرا انقدر زود دلتنگیش میاد سراغ آدم و خفه ش میکنه؟
چرا دوریش با آدم اینکار و میکنه؟
وصتی اونجایی همه چی خوبه و به هیچی فکر نمیکنی
کاش همیشگی بود این حضور
این معرفت 
:((
التماس دعا کربلایی
من همیشه بهت غبطه میخورم
خوش بحال دل عاشق حسینیتون...
یا علی مدد

پاسخ:
با پای دل 
یه وقتایی کیفش بیشتره :(
ولی من وقتی اونجام 
خیلی از برگشتنم می ترسم ؛(
غبطه به من ...؟؟
جفتمون عاشقیم مگه نه ....؟
پس خوش به حال جفتمون :)
حسین را هم واقعا باید اینگونه نوشت: ح س ی ن
ولی علی اکبر را چه؟ 
ع ل ی ا ک ب ر
اگر اینگونه بنویسیم حق اِربَاً اِربا ادا می شود؟!
پاسخ:
......  :(
۲۹ بهمن ۹۴ ، ۱۲:۰۶ مــ. مشرقی
مرسی که اشکمو دراوردی...
پاسخ:
:(
بمیرم الهی برای تنهاییت ؛(
مگه ماهه مردیم که اینجوری روضه می خونی؟؟
پاسخ:
خدا نکنه دیوونه :/
نه هنوز کسی نمرده . . . . 
خیلی به حرفام فکر نکن !
دیوونه شدم هر چی به ذهنم میاد می گم :)
زیارت قبول
پاسخ:
:)
حسین من
بیا و این دل شکسته را بخر
پاسخ:
ح س ی ن من ....
مسافر جامانده را با خود ببر ......
۳۰ بهمن ۹۴ ، ۰۵:۱۸ زهرا احمدآبادی
سلام

من تقریبا ۴یا ۵سال پیش رفتم کربلا 

ولی احساس می کنم اون موقع خیلی کوچیک بودم و ....

انشاءالله دوباره برم این بار با معرفت بیشتر
التماس دعا
پاسخ:
 سلام
هر چی بری بازم کمه ....
انشاءالله دوباره برید  .....
محتاجم....
یا حق.....
خوش به حالتان
من هم بعد از اربعین با هر بهانه ای یاد حرم می کنم

سربزنید

پاسخ:
حرم :(
زیارتت قبول..
پاسخ:
:)
سلام علیکم مومن
لطفا شما نیز یادگاری در ذیل این پست بعنوان تفکر نوشت بنویسید

http://azf06.blog.ir/post/762

منتظر نوشته شما هستم
عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب
پاسخ:
سلام
چشم
سلام
این میشه طلبیده شدن واقعی
زیارتتون قبول

التماس دعا

یاعلی
پاسخ:
سلام :)
واقـــعی .... :)

محتآجم ....
یا حق .....
۰۳ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۳۵ دختر مهتاب .....
حسین کی شود دیدارماااااااااا؟؟؟؟؟؟؟
یاد آخرین غروب شلمچه خودم افتادم
پاسخ:
:(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">