آبــ ریـ ــــزان

یک کربلاء ع ط ش . . .!

آبــ ریـ ــــزان

یک کربلاء ع ط ش . . .!

آبــ ریـ ــــزان

.....کناره‌گیر در دنیا، همانند کناره‌گیری کوچ‌کننده از آن،

و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،

آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شده

و همت و تلاشت از آرایش‌هایش برگرفته شده،

از شادمانی‌اش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد و

آب‌ریــــ ـــزان

شده و بسته گردد،

چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور است.....

قسمتی از زیارت ناحیه ی مقدسه،

در وصف ثارالله ....

از زبان ِ آقای زمانمان...

.


اَللّهُمَّ یا رَبِّ نَشکوُ غَیبَةَ نَبِیّنا وَ قِلّةَ ناصِرنا،


وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنا و شِدَّةَ الزَّمانِ عَلَیْنا،


وَ وُقَوعَ الفِتَن بِنا وَ تَظاهُرَ اْلخَلْقِ عَلَیْنا،


اَللّهُمُّ صَلِّ عَلی محمّد وَ آل محمّدٍ


وَ فَرِّج ذلِکْ بِفَرَجٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ،


وَ نَصْرٍ وَ حَقٍّ تُظْهِرُهُ....

آخرین مطالب

مقر فرماندهی

تکنولوژی درد !!!

يكشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۵، ۰۶:۳۲ ب.ظ

به خاطر نابینا بودن پروا،

مجبورم فقط از طریق voice تلگرام با او در ارتباط باشم!

اتفاقا خیلی با هم حرف میزنیم!

گاهی واقعا نمی دانم چه طور حرفم را ضبط کنم!!!

احتیاج به "شکلک" دارم انگار تا بتوانم منظورم را برسانم!!!!!!!!!!!!!

اصلا انگار دنیای مجازی

برای من دیگر "مجازی" نیست !!!!!

انقدر این مدت فیلم دیدم و درگیر فیلم ها شدم

که بعد فیلم به خودم تشر میزدم که یک ذره به زندگی ِ خودت برگرد !!!!!

نمی توانم انکار کنم که با این کارها شاید کمی اعصابم را دور از مشکلاتم نگه دارم!!

قبل ترها بیشتر کتابخوان بودم! الان هم می خوانم اما نه مثل قبل!!

وسط کتاب شاید بارها و بارها موبایلم را چک کنم!!!!!

خوره ی دنیای مجازی را گرفتم!!!از لپ تاپ متنفر بودم!

احساس می کردم کمر درد میگیرم وقتی پشتش می نشینم!!با کامپیوترم خیلی راحت ترم!!

اما الان انقدر این طرف و آن طرف می روم و انقدر از موبایلم به جای کامپیوتر کار می کِشم که واقعا توی سرم افتاده یک لپ تاپ بگیرم!!!

با پدر که مشورت کردم گفت صبر کن کیفیت تاچ اسکرین ها بالا برود که حداقل یک چیز خوب بگیریم!!!!!

گفتم کاش الان معمولی اش را بگیریم تا کیفیت آن یکی ها بالا برود آن وقت عوض کنیم!!!!!!!

توی دلم گفتم چه زیاده خواه شدم!!!!!!!!!و چقدر پررو !!!!!!!!

مگر برای لپ تاپ من چقدر عجله دارم که چنین پیشنهادی میدهم؟؟؟؟؟؟؟؟

در عین حال دارم به خرید یک تبلت برای کارهای دانشگاه فکر میکنم!!!!با یک دوربین حرفه ای که در کنار درس خواندنم

عکاسی را هم بخوانم!!!!

انگار دنیای مجازی با دنیای واقعی من جا به جا شده!!!!!


آن روز روی تختم خوابیده بودم و غرق موبایلم بودم!!!

نصفه شب بود ....

مامان یک هو در اتاقم را باز کرد !!!

عصبانی بود از دستم!!!


_انقدر خوابیده با موبایلت کار کن تا یه بلایی سرمون بیاد!!!

همین امروز اخبار گفت باعث کوری میشه!!!"

خودم هم حس میکردم که مدتی ست فشار روی چشم هایم زیاد شده!!!

گاهی انقدر فشار می آید که مجبورم ناگهانی چشمم را ببندم!!!!

از همان شب که مامان آن حرف را زد

حس می کنم تا موبایل دستم میگیرم

درد چشمم بیشتر می شود!!!!!

پشت پلک هایم می سوزد و گاهی بی مورد اشک از چشمم سرازیر میشود .... !!!

از نابینایی می ترسم!!!

خیلی زیاد!!البته از وقتی به پروا نزدیک شدم

احساس ِ خوفم کم تر شده .... اما هنوز می ترسم!!!!

دو روز است که موبایل را کنار گذاشتم ....

فقط در حد جواب دادن پیام ها آن هم دیر به دیر !!

حس میکنم درد چشمم کم تر شده ....

آن روز به رفیق کربلایی گفتم من هر شب موبایلم بالای سرم روشن است!!!آن هم با وای فای روشن!!!!

چهره اش یک جوری شد که انگار آدم کُشتم!!!!!

اصلا حواسم نیست که دنیای مجازی

دارد چه بلایی بر سرم می آورد !!!

جای این که خودم برای خودم غیر عادی باشم

او برایم غیر عادی بود !!!!!!!

مثلا با خودم میگفتم او چطور می تواند اینترنت موبایلش را توی خانه خاموش ببیند !!!!

در صورتی که من به وای فای خانه و دانشگاه هم قانع نبودم و اینترنت هردوتا خطم را فعال کردم!!!!!!

یا چرا سه روز یک بار موبایلش را به شارژ می زند در صورتی که موبایل او از صفحه ی موبایل من بزرگ تر است!!!

اصلا حواسم نبود ... که زندگی من

یک دنیای واقعی ست ....!!

اگر کسی با من حرف ِ طولانی دارد باید حضورا بفرماید !!

یا اگر من با کسی کار حضوری دارم نباید با تلگرام و غیره به گوشش برسانم!!!

ما آدم ها مال ِ دنیای مجازی نیستیم ....

تعلقمان به دنیای واقعی ست ....!!!!

.
.
محمد امین ،

آن پسربچه ی یک ساله را هم به موبایلم عادت دادم!!

من خودم گاهی موبایلم را از بین موبایل های خانواده ام اشتباه میگیرم!!!!اما او موبایل من را از موبایل مادرم که فقط فرورفتگیِ لبه هایشان با هم

متفاوت است ، به راحتی تشخیص میدهد!!!!

وقتی بیکار می شود موبایل را می آورد و انگشتم را میگذارد تا قفلش را باز کند !!!!!!!!!

قفل که باز شد با زبان بی زبانی می فهماند که فیلم می

خواهد !!!صفحه ی فیلم ها را که باز میکنم بقیه اش را خودش بلد است!!!!!!!!!!

هر فیلمی که میخواهد انتخاب میکند!خوشش نیاید عوض می کند !!!!!!
.
خیییلی بد است .... این دنیا اگر پایش را از حدش فراتر بگذارد

زندگی را مختل می کند .... !!!

آدم ها در این دنیا،آهنــــــــــــی می شوند .....

مجازی می شوند .....

در این دنیا حتی دست و پا هم دیگر به کار نمی آید !!!!

همه چیز افتاده دست تکنولوژی

و صفحات ِ مجازی
جای آدم های واقعی را گرفته!!!

۹۵/۰۴/۱۳
عــ ـاکـ ـف ...