آبــ ریـ ــــزان

یک کربلاء ع ط ش . . .!

آبــ ریـ ــــزان

یک کربلاء ع ط ش . . .!

آبــ ریـ ــــزان

.....کناره‌گیر در دنیا، همانند کناره‌گیری کوچ‌کننده از آن،

و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،

آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شده

و همت و تلاشت از آرایش‌هایش برگرفته شده،

از شادمانی‌اش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد و

آب‌ریــــ ـــزان

شده و بسته گردد،

چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور است.....

قسمتی از زیارت ناحیه ی مقدسه،

در وصف ثارالله ....

از زبان ِ آقای زمانمان...

.


اَللّهُمَّ یا رَبِّ نَشکوُ غَیبَةَ نَبِیّنا وَ قِلّةَ ناصِرنا،


وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنا و شِدَّةَ الزَّمانِ عَلَیْنا،


وَ وُقَوعَ الفِتَن بِنا وَ تَظاهُرَ اْلخَلْقِ عَلَیْنا،


اَللّهُمُّ صَلِّ عَلی محمّد وَ آل محمّدٍ


وَ فَرِّج ذلِکْ بِفَرَجٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ،


وَ نَصْرٍ وَ حَقٍّ تُظْهِرُهُ....




پیوندهای روزانه

می دانی .... ؟؟
اگر بخواهم عاشقانه هایمان را مثل دیگر اهالی ِ عشق ، به ثبت رسانم ، پر فروش ترین عاشقانه ی عصر خواهد شد ..... !!!
اما . . .
حالا که رفته ای
از غرورم می ترسم .....
می ترسم مبادا بشکند . . .
مبادا با پاهایت از رویش رد شوی و . . . .
بگذریم از این حرف های ترسناک . . .
می خواهم تکلیف ِ عشق ِ بیچآره یمان را با وساطت ِ دریا معلوم کنم . . .
حالا که تا نیمه توی آب ایستاده ام و اشک هایم به آغوش دریا می ریزند . . .
دیده ای این رفتار دریا را .... ؟؟؟
دریا ؛
بزرگ است و مغرور . . .
اما در عین هیبت؛
ه ی چ گاه خودش را دریغ نمی کند . . .
ترکیب "سخاوت"
کنار "غرور" در دریا موج می زند . . .
راستی ببینم ... ؟؟
گفتی عشقمان را به دریا سپردی دیگر .....؟؟

دریا .... ؟؟؟
دستت را به من می دهی .... ؟؟
می خواهم دست ِ عشق ِ معشوقه ی رفته ام را در دست بگیرم . . .

آنقدر دست عشقم را با او بگیرم و غرق بوسه کنم این عشق را تا ..... !!!

"تا"  ؟؟؟؟؟؟

عشق ، 

مگر "تا" دارد .... ؟؟

مگر نهایت دارد .....؟؟

مگر ساحل دارد ..... ؟؟؟؟

عشق، 

هر چه وصالش بیشتر ، 

عطشش بیشتر . . . 

ترس ِ از دست دادنش بیشتر . . . 

مجبورم کرده ای مثل خودت عشقمان را به دریا بسپارم . . . 

هر چه عشق در این دل ِ وا مانده گیر کرده و به جای خویش عادت کرده . . .
امآن از زمان هایی که عشق،
جا خوش می کند در دلت ..... !!!
می دانی چه شده ؟؟؟؟
عقلم را هم پُر کرده ای .....!!
در دلم جا برای عشقت کم آمده ..... !!
عشقت شد نفوذی ِ عقلم ......!


بیا مثل آن هایی که می خواهند رمانتیک بازی دراورند و می گویند "بیا به هم نرسیم " ؛
ما هم همین کار کنیم ....
بیا رمانتیک باشیم .... !
بیا به هم نرسیم . . .
بیا به روی هم نیاوریم چطور از هم زخم خوردیم . . .
بیا؛  روشن،فکر کنیم .....!!

من و تو خوب از این کار ها بلدیم....نه ؟؟؟؟.....
ما همیشه احساسمان را فدای شرایطمان کردیم. . . 

+در این لیل ِ رغائب ، 

آرزو هایم را می خواهم در گوش ِ دریای عظیم ِمهربانی ِ مهربان خدا ، 

نجوا کنم . . . .

لیله الرغائب کنار دریآ ،

یکی از آرزوهایم بود......!!

  • ۹۵/۰۱/۲۶
  • عاکف...