آبــ ریـ ــــزان

یک کربلاء ع ط ش . . .!

آبــ ریـ ــــزان

یک کربلاء ع ط ش . . .!

آبــ ریـ ــــزان

.....کناره‌گیر در دنیا، همانند کناره‌گیری کوچ‌کننده از آن،

و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،

آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شده

و همت و تلاشت از آرایش‌هایش برگرفته شده،

از شادمانی‌اش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد و

آب‌ریــــ ـــزان

شده و بسته گردد،

چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور است.....

قسمتی از زیارت ناحیه ی مقدسه،

در وصف ثارالله ....

از زبان ِ آقای زمانمان...

.


اَللّهُمَّ یا رَبِّ نَشکوُ غَیبَةَ نَبِیّنا وَ قِلّةَ ناصِرنا،


وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنا و شِدَّةَ الزَّمانِ عَلَیْنا،


وَ وُقَوعَ الفِتَن بِنا وَ تَظاهُرَ اْلخَلْقِ عَلَیْنا،


اَللّهُمُّ صَلِّ عَلی محمّد وَ آل محمّدٍ


وَ فَرِّج ذلِکْ بِفَرَجٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ،


وَ نَصْرٍ وَ حَقٍّ تُظْهِرُهُ....

مقر فرماندهی

ای شه دین!حضرت شیر خدا !آمده ام تا بروم کربلا ...

يكشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۶، ۰۲:۴۰ ب.ظ

فقط همین قدر می گویم که 
دیشب تا صبح ،
من بودم ...
باران بود ...
مآه بود ...
ایوان طلا بود ...
گنبد سرآسر عشق ِ پدر بود ....

رو به روی ضریح
نوای "حیدر حیدر" دمی قطع نمی‌شد ...


و درست در همین لحظه ،
من "معجزه" را با "چشم خودم" دیدم ....
من "ید الله" را دیدم ...
"عین الله" را دیدم ...
اُذن الله" را دیدم" ...
انگار که دروازه ی نجف تازه برای دلم باز شد ....
انگار که دست پدر روی قلبم نشست ...
و قطعا چیزی جز آرامش سرریز نشد ....

خودم نمیدیدم،باور نمیکردم ....
نمی گویم ؛؛
باور نمیکنید . . .
.

اشهد انک تشهد مقامی ...

تسمع کلامی ...

ترد سلامی ...

.
+۱۴۰۰ عمود تا
ح س ی ن ...

۹۶/۰۸/۱۴
عاکف...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">