آبــ ریـ ــــزان

یک کربلاء ع ط ش . . .!

آبــ ریـ ــــزان

یک کربلاء ع ط ش . . .!

آبــ ریـ ــــزان

.....کناره‌گیر در دنیا، همانند کناره‌گیری کوچ‌کننده از آن،

و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،

آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شده

و همت و تلاشت از آرایش‌هایش برگرفته شده،

از شادمانی‌اش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد و

آب‌ریــــ ـــزان

شده و بسته گردد،

چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور است.....

قسمتی از زیارت ناحیه ی مقدسه،

در وصف ثارالله ....

از زبان ِ آقای زمانمان...

.


اَللّهُمَّ یا رَبِّ نَشکوُ غَیبَةَ نَبِیّنا وَ قِلّةَ ناصِرنا،


وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنا و شِدَّةَ الزَّمانِ عَلَیْنا،


وَ وُقَوعَ الفِتَن بِنا وَ تَظاهُرَ اْلخَلْقِ عَلَیْنا،


اَللّهُمُّ صَلِّ عَلی محمّد وَ آل محمّدٍ


وَ فَرِّج ذلِکْ بِفَرَجٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ،


وَ نَصْرٍ وَ حَقٍّ تُظْهِرُهُ....

پیوندهای روزانه

مقر فرماندهی

اصلا نمی دانستم دقیقا چه شده !!

فقط می دانستم در منا ،

موج موج آدم مرده اند !!

مادرم کجا بود....؟!

پدرم کجا .... ؟!؟

یا ح س ی ن ِ فـــاطمه ..... !

هر چه زنگ می زدم در دسترس نبودند و این بیشتر مرا لِه می کرد !!!

از طبقه ی اول ،

بی روسری و مانتو خودم را کشاندم تا خانه ی خودمان !!!!

اصلا انگار حال خود نبودم و تنها چیزی که می خواستم یک خلوت بود !!!

در خانه را که باز کردم انگار قلبم فرو ریخت !

مادر و پدرم را در جای جای خانه میدیدم انگار!!

در را بستم و سر خوردم روی زمین !

این بار دیگر نگران نبودم که دوباره نفسم بگیرد!

نگران نبودم که اگر دوباره از حال رفتم کسی نیست!

از صدای نفس هایم حتی دیگر صدای "ح س ی ن" هم شنیده نمی شد!!

من چطور بروم سایت را باز کنم تا ببینم مادر و پدرم هنوز هستند یا نه..... ؟!؟

همان جا پشت در خانه ،

یک بار مردم و زنده شدم !!

حالا از آن مواقع خاص است !

که فقط منم و

ح س ی ن

و

ح س ی ن

و

ح س ی ن ..... !

اولین باری بود که بلند بلند باهاش حرف می زدم!

و حس می کردم

دستش روی شانه هایم است .... !

انگار یک دفعه دو تا شانه هایم را گرفته باشد و در گوشم فریاد بکشد که زنگ بزن دوباره !!!

زنگ زدم !

مادرم گفت سلام!

پس او خوب است !

فقط زار زدم که پدر کجاست ..... ؟!؟

خندید !

گفت توی چادر خوابیده !

انگار راه نفسم تازه باز شده باشد و دلم بخواهد

حالا "راحت" زار بزند !!!

تا 5 ساعت حالم بد بود....!

من خانواده ام سالم بودند و بد بودم !!!

خانواده های جان باختگان ؛

وقتی اسم مسافرشان را در لیست از بین رفتگان می دیدند ،

چه حالی داشتند....؟!؟


چه کسی پاسخگوست....؟!؟!؟؟!؟!؟

کسی نیست جواب بدهد که چرا موج موج شیعه کشته می شود توسط وهابیون

برای عبور حرامزادگانشان ؟؟؟؟!؟!؟؟!؟؟؟؟؟!؟؟؟؟!؟؟

دل ِ مهدی فــــاطمه تا الان چقدر شکسته وقتی روی هم افتادن شیعیانش را می بیند....؟!؟؟!؟


کسی هست این ها را جواب بدهد؟!؟!؟!؟؟!؟

کسی هست تاوان بدهد..؟!؟!؟

با مرگ بر آل سعود گفتن در گروه های مذهبی که فقط خودمانیم ؛

کار درست می شود....؟!؟!؟؟!؟!؟؟؟!

نباید یک حرکتی کرد...؟!؟!؟

به نظرتان خونِ این همه حاجی ،

برای فرش شدن زیر پای "ابن الاحمد"

کافی نیست .... ؟!؟!؟

یا فریاد های کودکان یمن برای کمک ،

به گوش مهدی نمی رسد .... ؟!؟!؟

یا فلسطینی ها ،

یک روزی سنگ هایشان تمام نمی شود....؟!؟!؟؟

یا در آفریقا ؛

بالاخره از گشنگی نسلشان قطع نمی شود...؟!؟

مهدی ِ ما می بیند هااااا !!!

اما گناهان ِ من و تو دستش را برای آمدن بسته !!!!

ما ،

حق ِ نـــــــــــاس بر گردن ِ گناهانمان هست !!!!


بیایید حرکتی کنیم ..... !!!

۹۴/۰۷/۰۳
عــ ـاکـ ـف ...

نظرات  (۱۶)

۰۳ مهر ۹۴ ، ۱۳:۱۲ ♡بهشـــت زودهنـــگــام♡
لعنت خدا بهشون
اتفاقا دیشب که همش داشتم با خواهر تماس میگرفتم یاد مامان بابای توهم افتادم:(
داشتم میرفتم تو سایت دل تو دلم نبود و وقتی خودمو میذاشتم جای اونایی که از شبکه ی خبر یا سایت اسم عزیزانشو که با چه امیدی رفته بودن را میدیدن چقد حالم بد میشد
خدا بهشون صبر بده و انشالله به حق مهدی فاطمه دیگه توطئه هاشون جواب نده و باقی حاجی ها سالم و سلامت برگردن....
پاسخ:
اتفاقا منم یاد خواهر تو بودم :(
دوباره چادر مصری ها هم آتیش رفته !!!!
معلوم نیست وحشیا دارن چیکار می کنن !!!
خدا لعنتشون کنه
۰۳ مهر ۹۴ ، ۱۳:۴۳ محترق الزهرا (سلام الله علیها)
 عجب...
 بعد از سفر کربلا یه ذره اضطراب رو بتون چشوندن
 خوشا به حالتون!
 فدای حضرت رباب...
 همین
پاسخ:
:(
۰۳ مهر ۹۴ ، ۱۴:۴۷ مــ. مشرقی
چقدر روزهای ترسناک و ناراحت کننده ایه.
لعنت بهشون.
پاسخ:
لعن الله اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد !
و آخر تابعا له علی ذلک....
۰۳ مهر ۹۴ ، ۱۵:۲۱ پسر انسان
انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا

یار که شویم می رسد منجی...
پاسخ:
ان شاءالله....
۰۳ مهر ۹۴ ، ۱۵:۲۸ رفیق جان !
بابا ما سکته کردیم!!
نمی دونستیم چه جوری ازت بپرسیم ازشون خبر داری یا نه :(
من نماز شکر خوندم
خودتم حتما بخون
پاسخ:
خدا رو شکر به خیر گذشت
آره خوندم
۰۳ مهر ۹۴ ، ۱۷:۰۲ زهرا احمدآبادی
سلام....واقعه منا ومرگ جانسوز حجاج ایرانی را به شما تسلیت می گویم..










پاسخ:
سلام
و همچنین
۰۳ مهر ۹۴ ، ۱۸:۴۹ بچه شیعه غدیر
چه جالب بااینکه نمیشناسمتون ولی نگران مامان باباتون بودم
واقعا نمیدونستم چی بگم اصلا خبر دارید ندارید
یه وق نگران نشید
پستتون خیلی خوب بود
خدا به همه داغ دیده ها صبر بده
پاسخ:
خیلی ممنون :)
ان شاءالله
:((
۰۳ مهر ۹۴ ، ۱۸:۵۴ امیرحسین محمودی
خوشا آنان که کربلایی شدند

خوشا به آنها



رفیق خوشحال میشم دوباره سری به بلاگ من بزنی
پاسخ:
:(
.
حتما
۰۳ مهر ۹۴ ، ۱۸:۵۴ مستر طلبه
خدارو شکر که حالشون خوبه...
ان شاء الله هر چه زودتر اماممون بیاد و حرمت این خون هارو بگیره...

پاسخ:
ان شاءالله
:(
۰۳ مهر ۹۴ ، ۲۲:۱۱ انسان نیازمند
سلام

خداروشکر که سلامتند، بسلامت برگردند
منم بیاد والدین شما بودم، چون اینجا خونده بودم رفتن حج


خدا به خانواده های داغ دیده صبر بده


پاسخ:
سلام بله الحمد لله به خیر گذشت
ممنونم که به یاد ما بودین

آمین....
سلام
خدا را شکر که خانواده تون سلامتن
خدا به داغدیده ها صبر زینبی عطا کنه

لعن الله علی آل سعود

یاعلی
پاسخ:
سلام
الهی آمین :(

یا حق
۰۳ مهر ۹۴ ، ۲۳:۵۵ یار شیخ عبدالزهرا(یار طلبگی و هزار و یک...)
سلام علیکم
الحمدلله حال عزیزانتون خوبه.
ان شاءالله سفرشون بی خطر طی بشه.
آل سعود به خودش بد کرد...حرم امن الهی رو نا امن جلوه داد به جهانیان و اون خونه صاحب داره...
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون..
پاسخ:
و علیکم السلام
ان شاءالله
بله !
الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم....

ان شا الله به سلامتی برگردند. اما من یه نکته خیلی مهمی رو باید تذکر بدم. دیدم که به فرزند ملک سلمان نسبتی دادید....

 شخصی در حضور امام صادق (ع) به یک مجوسی قذف کرد (نسبت زنا داد) حضرت فرمود: «مه» یعنی ساکت باش آن شخص به امام (ع) گفت که این مجوسی­ها با محارم خودشان مانند مادر و خواهرشان ازدواج می­کنند حضرت فرمود: «فَقَالَ أَمَا عَلِمْتَ‏ أَنَ‏ ذَلِکَ‏ عِنْدَهُمُ‏ النِّکَاحُ‏.» وقتی از دید آنها نکاح باشد دیگر نمی­توان نسبت زنا داد. این همان روایت لکل قوم نکاحٌ و ترتیب اثر دادن آنچه که آنها به آن پایبند هستند، می­باشد.


کَانَ‏ لِأَبِی عَبْدِ اَللَّهِ ع‏ صَدِیقٌ لاَ یَکَادُ یُفَارِقُهُ إِذَا ذَهَبَ مَکَاناً فَبَیْنَمَا هُوَ یَمْشِی مَعَهُ فِی اَلْحَذَّاءِینَ وَ مَعَهُ غُلاَمٌ لَهُ سِنْدِیٌّ یَمْشِی خَلْفَهُمَا إِذَا اِلْتَفَتَ اَلرَّجُلُ یُرِیدُ غُلاَمَهُ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ فَلَمْ یَرَهُ فَلَمَّا نَظَرَ فِی اَلرَّابِعَةِ قَالَ یَا اِبْنَ اَلْفَاعِلَةِ أَیْنَ کُنْتَ قَالَ فَرَفَعَ‏ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع‏ یَدَهُ فَصَکَّ بِهَا جَبْهَةَ نَفْسِهِ ثُمَّ قَالَ سُبْحَانَ اَللَّهِ تَقْذِفُ أُمَّهُ قَدْ کُنْتُ أَرَى أَنَّ لَکَ وَرَعاً فَإِذَا لَیْسَ لَکَ وَرَعٌ فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ أُمَّهُ سِنْدِیَّةٌ مُشْرِکَةٌ فَقَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ لِکُلِّ أُمَّةٍ نِکَاحاً تَنَحَّ عَنِّی‏ قَالَ فَمَا رَأَیْتُهُ یَمْشِی مَعَهُ حَتَّى فَرَّقَ اَلْمَوْتُ بَیْنَهُمَا

از عمرو بن نعمان جعفى گوید: براى امام صادق (ع) دوستى بود که از او جدا نمى‏شد به هر جا که مى‏رفت، و روزى در بازار کفش دوزان به همراه آن حضرت بود و پشت سرِ خود یک غلام سندى به همراه داشت، تا سه بار رو به دنبالِ خود کرد و غلام خود را مى‏خواست، و هر بار او را ندید و در بار چهارم که او را دید، گفت: اى زنا زاده! کجا بودى؟ امام سر برداشت و دست به پیشانى خود گرفت و فرمود: سبحان اللَّه، مادرش را به زنا متّهم کنى؟ من پنداشتم تو خوددار و پارسائى و اکنون آشکار است که با ورع و پارسا نیستى، عرض کرد: قربانت، مادرش زنى سندیّه و مشرکه است، فرمود: نمى‏دانى که هر ملّتى دستور ازدواجى براى خود دارند، از من دور شو، گوید: من دیگر ندیدم آن مرد به همراه امام راه برود تا آنکه مرگ میان آنها جدائى انداخت. در روایت دیگر است که: براى هر امّتى نکاح و ازدواجى است که به وسیله آن از زنا خوددارى کنند.


اینها که در ظاهر مسلمان هستند...

عجیب از شما...


۰۴ مهر ۹۴ ، ۱۱:۴۳ شبیه یاس ....
وااااااقعا دلمان به درد آمد....خدا به خانواده هاشون صبر بده...وبه آل سعود مرگ.

پاسخ:
....
:(
خدا را شکر که والدین شما سالم هستند ولی همانطور که گفتید چه میکشند اونایی که داغ دیدند. چه بسیار خانواده‌هایی که برای استقبال از عزیزان خود و انجام مراسم ولیمه، آماده می‌شدند ولی اکنون باید در تدارک پارچه‌نوشته‌های عزا و مراسم سوگواری باشند...
پاسخ:
بله بندگان خدا....:(
۰۵ مهر ۹۴ ، ۱۵:۳۲ از تبار نسیان...
آجی جواب تماسامو چرا نمیدی؟؟
:((

فردا تو سلف ببینمت خوبه؟
ساعت 12
پاسخ:
چون سر کلاس بودم :/
عزیزم من فردا اون موقع دانشگاه نیستم که :((

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">