آبــ ریـ ــــزان

یک کربلاء ع ط ش . . .!

آبــ ریـ ــــزان

یک کربلاء ع ط ش . . .!

آبــ ریـ ــــزان

.....کناره‌گیر در دنیا، همانند کناره‌گیری کوچ‌کننده از آن،

و نگرنده به دنیا، به دیدة ترسندگان از آن،

آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شده

و همت و تلاشت از آرایش‌هایش برگرفته شده،

از شادمانی‌اش به سان چشمی که بر آن چیزی بخورد و

آب‌ریــــ ـــزان

شده و بسته گردد،

چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور است.....

قسمتی از زیارت ناحیه ی مقدسه،

در وصف ثارالله ....

از زبان ِ آقای زمانمان...

.


اَللّهُمَّ یا رَبِّ نَشکوُ غَیبَةَ نَبِیّنا وَ قِلّةَ ناصِرنا،


وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنا و شِدَّةَ الزَّمانِ عَلَیْنا،


وَ وُقَوعَ الفِتَن بِنا وَ تَظاهُرَ اْلخَلْقِ عَلَیْنا،


اَللّهُمُّ صَلِّ عَلی محمّد وَ آل محمّدٍ


وَ فَرِّج ذلِکْ بِفَرَجٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ،


وَ نَصْرٍ وَ حَقٍّ تُظْهِرُهُ....

مقر فرماندهی

أَمیرِی حُسَیْنٌ وَ نِعْمَ الاَْمیرُ

شنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۴۲ ب.ظ

انقدررر تنهایی آقا جان که اگر سآل ها تنها بمانم باز هم به پای یک ثانیه ی تنها نفس کشیدنت نمی رسد .....

دست خیالت را میگیرم و با خودم همسفر میکنم و لحظه به لحظه فقط برای تو دعا میکنم .......

لحظه به لحظه فقط بی دغدغه نفس کشیدنت را التماس می کنم ....

تو را چه احتیاج است به نماز من .... ؟؟؟

آن سجده ای که تو می روی و عینکت را در می آوری تا راحت اشک بریزی،خودش عــــــــــرش الله را می شکافد .....!!

اما من می خوانم .... !!!

می دانی کجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــآ ...... ؟؟؟؟

سمت ِ چپ ِ ضریح ِ حضرت ِ پدر را دیده ای .... ؟؟؟

همان جای مثلثی که دو قدم با ق ل ب ِ پدر فاصله دارد .... !!!

همان جا دعآ می کنم پدرم بمانی . . . .

همانجا یک نماز میخوانم پیشانی به پیشانی ِ سنگ های حرم ِ پدر . . . .

اصلا می دانی کجــــــــــــــــــــــــــــــــــآ ..... ؟؟؟؟؟؟؟؟

زیر ِ پای ح س ی ن م . . .

قلب به قلب ِ ح س ی ن م . . . . .

همان موقعی که ه ی چ کس را به خلوت خودم و او راه نمی دهم ،

فقط فکر تو را به دلم تزریق می کنم . . . .

یک هزارم ِ تمآم ِ اشک هایی که در سجده ات می ریزی را آنجا برایت میریزم ....

تسبیحشان میکنم .... یادگاری می گذارم برای ح س ی ن .............


این بار مُـــــــهرهای حرم را از طرف تــــــــــــــــــو پُــــر میکنم.....


خاکی اگر زیر ِ فرش ها پیدا کردم برای تو کنار میگذارم ....

که این بار دیگر حرفی از رفتن و نماندن نزنی .....

آقآ جآنم .....

این سفر من مآل ِ تو .....

تو و همانی که خودت می دانی قلب ِ من با پلک زدن ِ اوست که می تپد.........

 

.

+گرم است نه ...؟؟


هر چقدر اب وهوای حرمت گـــــــــــــــــــــــرم ح س ی ن ...

محفل سایه نشینان غمت گـــــــــــــــــــــــرم ح س ی ن ....


شب جمعه؛

کــــــــــــــــــــــــــــــربلاء ...

و ولادت ِ ضامن ِ دل ِ شکسته ام 

کاظـــــمــــینـــــــــــم انشاءالله ...
دعاگوی همه خواهم بود اگر عمری بود ....


یا حق....

امضا !

عــــآکف ِ حـــــــــرم . . . .

۹۵/۰۵/۱۶
عــ ـاکـ ـف ...